محمد تقي جعفري
18
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
عالىترين و مستقيمترين بانگ الهى كه از دهان نى روح آدمى طنين انداز مىشود ، نغمهء خدا خدا است . اين بانگ الهى براى انسانهايى كه مىتوانند پديده ها و فعاليتهاى روانى خود را به خوبى تجزيه و تحليل كنند ، بسيار آشكار و رسا است ، زيرا هيچ عامل و رنگ طبيعى در چنين بانگ بىنظير وجود ندارد . چرا انسان كه از طبيعت محدود و پر حركت و سكون و كون و فساد زاييده مىشود و تمام اندازه گيرىها و وسايل درك و مشاعرش محدود و در زمينهء محدودها به كار مىپردازد ، بتواند مفهوم يا اشراقى از خدا را در درون خويش در يابد براى توضيح اين دريافت هيچ راهى جز اين كه بگوييم : ( ( 2005 ) ) دمدمهء اين ناى از دمهاى اوست هاى و هوى روح از هيهاى اوست نداريم . بيان تحليل و علت جوئى اين دريافت ( بانگ الهى ) را برهان وجوبى يا كمالى به عهده گرفته است كه ما به جهت اهميت فوق العادهء آن در اين مبحث مطرح مىكنيم . تذكر - ما در بعضى از مجلدات تفسير و نقد و تحليل ، برهان كمالى را به طور مختصر متذكر شدهايم ، مانند مجلد چهارم ص 728 و 729 . در اين مبحث مىخواهيم مشروح اين برهان را مورد بررسى قرار بدهيم : هم از آن سو جو جواب اى مرتضى كاين سؤال آمد از آن سو مر تو را اين دعا هم بخشش و تعليم توست ور نه در گلخن گلستان از چه رست ؟ برهان وجوبى ( كمالى ) براى اثبات وجود خداوند براى بيان اين برهان ، كه متاسفانه بسيار به اجمال مورد بررسى متفكرين